دریاچه گهر- آبشار آب سفید- آبشار بیشه

         

رانندۀ ماشین در بین راه توقفی کرد و مارا با چند تکه نان ساج پخت محلی میهمان کرد که پس از آن همه باد سرد خوردن نان گرم خیلی خوب بود

در ابتدا توضیح بدم که از دو مسیر و بهتر بگم از دو جهت می توانید خود را به دریاچه گهر برسانید. راه اول: از شهر درود و راه دوم: از شهر الیگودرز،  البته این دوراه تفاوتهایی در نوع مسیر و کیفیت آن دارند، مسیر الیگودرز به گهر بیشتر برای گروههایی توصیه می شود که تجربه گذشته را داشته و یا اینکه می خواهند با صعود به ارتفاعات اشترانکوه خود را به دریاچه برسانند همچنین مزیت دیگر این مسیر کوتاه تر و سبکتر بودن نسبی آن در مقایسه با مسیر درود است . حتما اگر قصد رفتن از این مسیر را دارید از راهنمایان محلی استفاده کنید. زیرا باید از الیگودرز با ماشین در حدود سه ساعتی‌ را در میان کوه و کمر رانندگی کنید که قطعاً نیاز به راهنما دارید. از آخرین نقطه ماشین رو ( این محل به نام قبرستان معروف است ) تازه پیاده روی شما ( حدود 4 الی 5 ساعت روی آن حساب کنید ) شروع  می شود و پس از طی مسیری بدون فراز و نشیب زیاد از سمت شرق دریاچه وارد حریم دریاچه خواهید شد. ما نیز توسط دو دستگاه وانت همین مسیر را طی کردیم البته صبح پس از حرکت از محل اقامت ابتدا به آبشار آب سفید رفتیم.

                 

 

علی چراغی در حال پر کردن قمقمه از چشمه پر

--------------------------------------------------------------------------

 

نقشه مسیر در گوگل مپ لطفاً تا بارگذاری کامل شکیبا باشید

 


View Larger Map

 

آبشار آب سفید

در پنجاه کیلومتری شهرستان الیگودرز در منطقه ای به نام پشتکوه زلفی واقع شده است. ارتفاع این آبشار حدود پنجاه متر و پهنای آن در فصل پر آبی حدود پانزده متر می باشد. مسیر دسترسی به آبشار از روستاهای کاکلستان و قلیان است. رودخانه دائمی آب سفید به طول هفده کیلومتر از این محل در دامنه کوه های کازینستان و حرا، سرچشمه گرفته و در انتها به رودخانه کاکلستان می ریزد.  ( کتاب آبشارهای ایران- مجیداسکندرری)

         

آبشار آب سفید

                          

                          

 

برنامه سفر ما اینصورت بود که ابتدا به آبشار آب سفید رفته سپس از مسیر الیگودرز خود را به دریاچه گهر رساندیم و بعد از راه درود به شهر درود و سپس به آبشار بیشه رفتیم.

         

 

زمان تقریبی طی مسیر از الیگودرز تا آبشار آب سفید حدود 5/2 ساعت است تمام این مدت را پشت وانت بودیم و البته نم بارانی صبحگاهی نیز ما را غافلگیر کرد که خوشبختانه زود تمام شد. پس از رسیدن صبحانه را در کنار آبشار آب سفید خوردیم ( البته بیشتر به نهار نزدیک بود تا صبحانه ) و ساعتی را در کنار آن به گشت و گذار و عکاسی سپری کردیم.

                        

                        

لمس طبیعت با تمام وجود

برای اینکه نور را از دست ندهیم ساعتی از ظهر گذشته بود که به راه افتادیم و خودمان را برای سه ساعت وانت نشینی با فراز و نشیب در جاده خاکی آماده کردیم. البته بعد از گذشت زمانی نظرمان برگشت چون جاده نسبتاً خوبی بود.

         

 

در تمام طول مسیر با سیاه چادرهای عشایر مواجه خواهید شد و البته گله های بزرگ آنها که گاهی در حال عبور از روی جاده هستند، پس مراقب آنها باشید. گاهی هنگام عبور از کنار چادرها ساکنان آن مارا با سلامی و تکان دادن دستی میهمان می کردند.

 

بالاخره به آخرین نقطه ماشین رو رسیدیم همان مکانی که به نام قبرستان نام بردم، وقت تنبلی به پایان رسید و دیگر زمان عرق ریختن و کوله کشی بود.  جای همه دوستان  خالی نهار که خوردیم به سرعت به راه افتادیم.

 

زمان تقریبی این مسیر حدود 4 ساعت است البته با کمی تلرانس، بستگی به گروه دارد. لوازم گروه ما بسیار زیاد بود بطوری که هر شخص اضافه بر کوله پشتی مجبور به حمل باری در خور جسه و بنیه اش بر روی دست بود. و چون تعداد آقایان گروه کم بود بارهای سنگین تر نصیب آقایان شد. همین مسئله باعث کاهش سرعت و افزایش میزان استراحت بین راهی شد. همین جا هم از دوست خوبم حسین امیر پور عزیز تشکر می کنم که همراه من تا آخرین لحظه کمک کرد تا بد بارترین بسته که همون کیسه قایق بود را با هم حمل کنیم.

 

خستگی به سرعت در حال افزایش بود و از طرفی هم نور درحال کاهش پس چاره ای نبود جز اینکه هرچه سریعتر به مقصد برسیم

یک ساعت اول راهپیمایی هنوز خستگی چیره نشده بود پس با دیدن سوژه ذوقی از خودم نشان می دادم و لی پس از مدتی دیگه قید عکاسی رو زدم

 مجبور شدیم گروه را به دو قسمت تقسیم کنیم، عده ای جلوتر رفته و پس از دیدن دریاچه لوازم خود را بگذارند و برای کمک به عقب مانده ها برگردند.  بالاخر هوا تاریک شد. البته راه زیادی نمانده بود و پس از طی نیم ساعت در تاریکی به دریاچه رسیدیم. زیبایی های دریاچه در تاریکی فرو رفته بود.کمپ را برقرار کردیم و پس از صرف شام زمان زیادی طول نکشید که بچه ها یکی یکی داخل چادر ها رفتند تا بخوابند. همه خسته بودند بهتر بود برای استفاده از روز آینده استراحت می کردند.

--------------------------------------------------------------------------------------------

دریاچه گهر

 

کمپ ما در کنار ساحل شرقی دریاچه

صبح که همراهان ما یکی پس از دیگری بیدار می شدند،  با دیدن دریاچه تاکید می کردند که خستگی و راه روز قبل ارزش دیدن این مکان را داشته است. ساعت 7 صبح مثل همیشه آقای بیات سرحال و پر انرژی قایق را در آورد و دست به کار بادکردن آن شد. به قول ایشون باید طلوع خورشید را از روی دریاچه عکاسی می کردیم، و البته این کار را هم انجام دادیم . فقط می تونم بگم جای همه شما خالی بود.

              

 

                   

                   

این پرنده های کوچولو به همه جا سرک میکشیدن از ظرف غذا بگیرید تا جیب لباس از درخت آویزان شده

 

در نبود ماشین و زندگی ماشینی شهر می توان قلب تپنده آسمان را دید

 

گیاهانی که در دو عکس فوق دیده می شوند همانند جنگلی در زیر آب با درختانی  پر شاخ و برگ خود را از بستر دریاچه به سطح آب کشانده بودند تا هرچه بیشتر از نور خورشید بهره ببرند. زلالی آب و امواج ملایم آن زیبایی مسحور کننده ای از این جنگل انبوه در پیش چشمان بیننده قرار میداد.

 

عمده آب دریاچه از چشمه های زیر دریاچه و آب برف های زمستانی تأمین می شود به همین دلیل آب آن زلال و تقریباً سرد است بطوری که اگر در نیمه تابستان نیز به منطقه سفر کنید شنا در آب آن کار آسانی نخواهد بود مخصوصاً  اگر مثل من کمی هم سرمایی باشید که دیگر کار بسیار سختی در پیش خواهید داشت. نه می توان از خیر شنا در چنین آبی گذشت و نه می توان سرمای آن را تحمل کرد.

زیبایی های اطراف دریاچه

چشم اندازی از ساحل شرقی دریاچه در میانه روز

 

دریاچه گهر یکی از اهداف برای ماهیگیران می باشد. ماهیگیرانی که تمام روز را در کنار سواحل آرام و بکر این دریاچه می نشینند و با حوصله به صید ماهی منحصر به فرد این دریاچه یعنی قزل آلای رنگین کمان و قزل آلای خال قرمز  می پردازند. ماهیهای این دریاچه بسیار پر تحرک و پر جست و خیز هستند بطوری که بارها و بارها در زمان قایق سواری ماهیانی را مشاهده کردیم که برای بازی و یا شکار پشه ای از سطح آب از دورن آن به بیرون جست میزدند و به چشم بر هم زدنی ازدیده ها دور می شدند.

 

حاصل تلاش یک ماهیگیر جوان

البته باید گوشزد کنم که برای ماهیگیری حتما باید مجوز آنرا از پاسگاه محیط زیست تهیه کنید در غیر این صورت اگر در زمان صید بدون مجوز مشاهده شوید با شما برخورد خواهند کرد پس بهتر است برای اطمینان و البته حفظ محیط زیست حتما مجوز تهیه کنید. شما می توانید به ازای صید چند قطعه ماهی مبلغی ناچیز پرداخت نمایید. ( قیمت پروانه صید هر سال تغییر می کند. متأسفانه امسال نپرسیدم تا به اطلاع برسانم ولی دو سال قبل که به این منطقه آمدم به ازاء صید 3 قطعه در حدود 6 هزار تومان بود ).

 

هرکدام از دوستان به نوعی روز را سپری می کرد، گروهی مشغول قایق سواری و کشف سواحل ناشناخته تر دریاچه شده بودند. برخی به بازی گروهی سرگرم بودند. چند نفر هم شنا در آب سرد دریاچه را ترجیح می داند. من و علی سلامت نیز مدتی را با استتار مشغول عکاسی از پرندگان منطقه بودیم.

 

بعد از ظهر و پس از صرف نهار و استراحتی مختصر تصمیم گرفتیم تا کمپ را جمع کنیم و با کمک قایق تمام لوازم را به سمت دیگر دریاچه منتقل کنیم و اعضاء گروه نیز از حاشیه دریاچه خود را به ساحل غربی برسانند، و برای سرعت و از دست ندادن زمان شب را در طرف دیگر دریاچه بمانیم و صبح زود به سمت درود به راه افتیم.

 

من و حسین امیرپور درحال انتقال لوازم به سمت دیگر دریاچه

نکته ای که میتوان در اینجا اضافه کرد این است که مسیر درود فاصله  بیشتری نسبت به مسیر الیگودرز دارد، اما درود مسیر اصلی ورود به دریاچه است و از امنیت بیشتری برخوردار است و مهمترین نکته اینست که شما می توانید برای حمل بار و یا انسان به دریاچه و یا بالعکس حیوانات بار بر ( الاغ، قاطر، اسب ) کرایه کنید. نرخ ثابتی وجود ندارد ولی حدود 27 تا 30 هزار تومان برای الاغ و همین طور هرچه حیوان قوی تری بخواهید قیمت بالاتر میرود.

عکس یادگاری قبل از حرکت به سمت غرب دریاچه

 

پس از رسیدن محل اقامت شبانه را مشخص و چادرهایمان را بر پا کردیم برای تسریع در کار آقای بیات سه الاغ کرایه و با صاحب آن قول و قرار را گذاشت تا ساعت 4 صبح در کنار کمپ ما حاضر شود و پس از بار زدن لوازم به سرعت حرکت کنیم.

حدود ساعت 5 صبح و گروه چراغ بدست در تاریکی به سمت درور در حرکت

بار زدن حیوانات یک ساعتی به طول انجامید و من و علی چراغی برای کند نشدن سرعت کنترل حیوانات را بدستگرفته و براه افتادیم

حتما در زمان حرکت بارها را کنترل کنید چون امکان شل شدن طنابها و افتادن آنها بسیار زیاد است

بدلیل سرمای هوا مجبور به رعایت حال همراهان بودیم پس کمی استراحت لازم بود

طلوع خورشید گرما بخش

سربالایی معروف پنبه کار در زیر پای فاتحان آن

 ساعت 4:30 صبح از کنار دریاچه حرکت کردیم و در ساعت 11:30 ظهر به مقصد که همان سرچشمه است رسیدیم آنجا توسط وانتهایی که از قبل هماهنگ شده بودند به درود رفتیم و در مدرسه ای مستقر شدیم تا پس از استراحتی مختصر و استحمام عازم آبشار بیشه شویم. برای دیدن آبشار بیشه باید از طریق راه آهن درود و پس از سوار شدن قطار محلی پس از طی مسیری 40 دقیقه ای در ایستگاه بیشه از قطار پیاده شوید. از اینجا به بعد پیدا کردن آبشار بسیار آسان است، زیرا پس از خروج از ایستگاه مسیری پیاده رو شما را مستقیم به کنار آبشار و تفرجگاه آن می رساند.

 ------------------------------------------------------------------------------------

آبشار بیشه

 

در بدو ورود به دریاچه و با مشاهده شرایط آن تمام ذهنیت من و همراهانم دگرگون شد. متأسفانه شرایط نگهداری و همچنین بازدید به اندازه ای مردم به اندازه ای غیر مسئولانه بود که فکر می کنم اگر شما نیز به جای من بودید بخود اجازه گفتن این گله ها را می دادید. سعی کردم از زاویه ای عکس بگیرم تا زیبایی این جاذبه طبیعی دیده شود، ولی با تأسف باید بگم که چهره واقعی این محل در عکسهای پایین کاملاً مشهود است.

 وجود جمعیت بسیار زیاد بدون کوچکترین حریم برای آبشار و از همه شگفت انگیز تر ایجاد قلیانسرایی در کنار آبشار باعث بیدایش چنین منظره ای شده است.

 

بدون شرح!!!!!!

پس مشاهده آبشار بیشه مسیر رفته را بازگشتیم یعنی دوباره قطار سوارشده و به درود بازگشتیم. برگشتمان به تهران نیز با قطار بود که پس از بازگشت تنها فرصت جمع کردن لوازم را داشتیم. ساعت 8 با قطار به سمت تهران به راه افتادیم . در قطار تلفنی به من شد که متوجه شدم فردا باید به کاشان بروم ....

تقریباً بدون شرح!!

 -----------------------------------------------------------------------------------

معرفی کتاب

کتاب آبشارهای ایران تألیف آقای مجید اسکندری چاپ انتشارات ایرانشناسی

---------------------------------------------------------------------------

نگارخانه

 

پیروز و سربلند باشید

/ 29 نظر / 633 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهام

سلام دوست عزیز گزارشتون به همراه عکس ها گویای سفری خاطره انگیز و شاد رو داشته من قبلا آبشار بیشه و دریاچه گهر رو دیده بودم و باز با این گزارش یاد آن برام زنده شد. خیلی عالی بود.

امین

سلام دوست عزیز وب جالب و به روزی دارین اگه مایل بودن به ماهم یه سری بزنین تشکر از شما

رضا

سلام خسته نباشید میخواستم بدونم امکان شرکت توی برنامه های شماهست؟؟ اگه هست شرایطش چیه؟؟ ممنون میشم راهنمائیم کنید...

احمد ساکی

دروود بر شما بنده بچه خرم اباد هستم و تقریبا با اکثریت ابشارهای لرستان آشنایی دارم و لیستی در حدود 50-60 آبشار از لرستان را تهیه و در تارنمای خود قرار داده ام و همچنین لیستی از اکثر دریاچه ها،سراب ها، چشمه ها و به همراه عکس... ولی در وبلاگ شما نام ابشار (سرمرنگ) را دیدم که نا آشنا بود میدونید این آبشار کجاس؟آدرس دقیق یا تقریبی اون سپاس فراوان

احمد ساکی

آها فک کنم این آبشار اگر اشتباه نکنم جز توابع شهرستان دلفان است

سلام

سلام انشا ء الله توی همه سفر های به شما خوش بگذره خوشحال میشم یه سری هم به وب هزار جریب طبیعت بکر بزنین

سحر

سلام و خسته نباشید .خیلی خوشحال شدم که از جاهای دیدنی شهر ما{الیگودرز}دیدن کردید و امیدوارم خوشتون امده باشه و دوباره بیایید من خودم اگه باورتون بشه امسال با یک تور تازه و بار اولسن بار رفتم ولی تعریفشو خیلی شنیدم بودم و واسه من چون اولین بارم بود یک کم سخت بود و حتی چند بار چون ترسیده بودم نزدیک بود بیافتم ولی بخیر گذشت ولی شما واقعا بهترین مسیرها و جاها را انتخاب کرده بودید . به امید دوباره سفر شما به این مناطق زیبا

mohammad

با سلام. لطفا بخوانید الان ساعت 22:09 93/5/10 3 روز پیش برای دیدن این دریاچه به اتفاق دوستان جمعا 5 نفر بار و بندیل مناسب و ضروری که از اطلاعاتی که دوستان در سایتهای مختلف گذاشته بودن،استفاده کردیم(کوله.لباس گرم برای شب ولباس خنک برای روز ها.کفش مناسب کوه نوردی.هد لامپ.چراغ قوه. و...)و راهی دریاچه گهر شدیم. وااااااااقعا پشیمانم. ا-جاده وحشتناک سخت برای کوهنوردی که حدود 6 ساعت با سرعت مناسب طول کشید.(به درد افرادی که امادگی کوه نوردی ندارند واقعا دشواره) 2-برای کسانی که میخواهند برای بردن اساس هایشان خر کرایه کنند عرض کنم در فصل و روزهای تعطیل خر ها را خیلی گران کرایه میدهند.کرایه خر را زدن 45000 هزار تومان اما داشتیم که افرادی که خر کرایه میدادند از مسافران تا 200000 هزار تومان هم گرفته بودند.بستگی به شلوغی مسافران داشت.معمولش 70000تا80000 میگرفتن.خر که چه عرض کنم پدرمان درامد تا بار هایمان را بردیم.خرها مریض، لاغر،مردنی بودن اکثرا بین راه میماندن و مسافران مجبور بودن بارهایشان را خودشان ببرند و کسی هم جوابگو نبود.واااااااای فقط فش میدادند. 3-کساس که خر را کرایه میدادن د

صالح شاهی

سلام مخلصیم دوست گرامی من دارم برای سفر به گهر برنامه ریزی می کنم می خواستم از شما کمک بگیرم، شماره نیسان از الیگودرز و درود دارین که به من بدین برای همهاهنگی؟ چون برنامه سفر ما احتمالا خیلی تنگ و شلوغ خواهد بود می خوام از اتلاف وقت جلو گیری کنم. ممنونم ارادتمند

یاسمین

سلام آقا آرش واقعا وبلاگ زیبایی دارید. خیلی دلم میخواد باهاتون تبادل لینک کنم. اگر شما هم موافقید من رو با عنوان بهبهان نما لینک کنید و بهم خبر بدید تا منم لینکتون کنم. منتظرتونم، خداحافظ