سفر در زمان ، ابیانه روستایی به ژرفای تاریخ ایران

               

       

حدود یک هفته ای بود که از سفر تندوره برگشته بودم ، جای هم شما خالی خیلی خوش گذشته بود بخاطر همین هنوز حال و هوای سفر تو سرم بود. بصورت اتفاقی با دوست عزیزم میثم کریمی نیا تماس گرفتم ،گفت تصمیم دارن جمعه به ابیانه برن منم استقبال کردم.

پس از رایزنی با وزارت منزل ( آقایون حرف حسابمو متوجه می شوند ) و نیز همراه کردن یکی از دوستان خانمم صبح جمعه البته با همون 20دقیقه تأخیر معروف سر قرار حاضر شدیم و به راه افتادیم.

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/۱۱/٢۸ | ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ | نویسنده : آرش ملکی مجد | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.