سفرهای نوروز 91- بندرکنگ

         

         

بندرکنگ یکی از بنادر قدیمی شهرستان بندرلنگه ، واقع در استان هرمزگان است . فاصله بندرکنگ تا بندرعباس 165 کیلومتر است. و در حال حاضر فاصله چندانی بین بندرکنگ و بندرلنگه وجود ندارد ، به طوریکه این دو بندر به هم چسبیده اند . طول شهرکنگ از پارک جنگلی و پاسگاه کوهین تا کوی فرهنگیان شهرستان بندرلنگه در حدود 5 کیلومتر و مساحت آن 5 کیلومتر مربع می باشد . در قسمت ساحلی آن بافت قدیمی و سنتی شهر هنوز دست نخورده باقی مانده است . اکثر خانه ها و بناهایی که به چشم می خورد چسبیده و نزدیک به هم ساخته شده و دارای بادگیر و کوچه های بسیار تنگ و باریک هستند . در این مورد میتوان به دو محله قدیمی کنگ یعنی محله کوش و محله شمال اشاره کرد . بندرکنگ تقریبا جمعیتی معادل 15 هزار نفر را دارا می باشد.

وجه تسمیه ای که برای کنگ ذکر می کنند کلمه کینگ ( king) است که به زبان انگلیسی به معنای شاه و در مورد کنگ « شاه شهرها » می باشد . معروف است زمانی که پرتغالیها و اروپائیان در این بندر سکونت داشتند و از طریق کنگ داد و ستد و تجارت می کردند ، چون کنگ وسیع و آباد و پرجمعیت بود و از کنگ خوششان آمده بود و به نظر آنها کنگ آن روزگار خیلی قشنگ و زیبا می نمود ، اسم « کینگ » یعنی شاه را بر آن نهادند و از این تاریخ به بعد ، نام کینگ بر این بندر ماند و به مرور زمان ، کینگ به کنگ تبدیل شد . کنگ میوه نارس خرما ؛ کنگ ، در لهجه محلی به نام ثمر و میوه درخت خرما ست و افراد محلی در موقعی که ثمر درخت یا به اصطلاح محلی مغ ( mough ) ، کاملا سبز و کال و نارس و کوچک است به آن خِل ( khel ) ، خلنگو ( khalango ) می گویند ، وقتی « خل » و « خلنگو » سرخ و یا زرد و شیرین و قابل خوردن می شود آن را « کنگ » گویند . کنگ ، خرمای پخته و خشک ؛ در گذشته در بندر کنگ ، میوه نارس درخت نخل یعنی همان کنگ را از درخت می چیدند و آنها را می جوشانیدند و در آفتاب می ریختند تا خشک شود ، پس از آن کنگ خشک شده را با جهازهای بادی ( کشتیهای بادبانی ) به شیخ نشینها ، هندوستان و آفریقا حمل کرده و به فروش می رسانیدند معروف است که در هندوستان خصوصاً در روستاهای آن ، افراد محلی بر روی جهیزیه دختران خود مقداری از کنگ قرار می دهند و این عمل پیش آنها سنت شده است.

 بیشتر اهالی کنگ شافعی مذهب و فارسی زبان هستند و با لهجه بندری صحبت می کنند . اما طریقه گویش و نحوه ادای کلمات آنها با بندرعباسی ها تفاوت دارد . به عبارتی گویش بومیان کنگ مخصوص به خودشان است و در بین همه هرمزگانی ها و ساحل نشینان دیگر فقط کنگی ها این نوع گویش را دارند . لازم به ذکر است که در گویش کنگی برخی از کلمات و لغات عربی ، هندی ، آفریقایی ، انگلیسی و... وجود دارد که بیشتر به دلیل ارتباط مردم کنگ با دیگرسرزمینها در گذشته وارد زبان محلی شده است.


 جهت دیدن جزئیات مسیر می توانید توسط کلیدهای مثبت(+) و منفی(-) وهمچنین جهت نماها به موقعیت مورد نظر بروید

  • کلید MAP نقشه راه
  • کلید SAT تصویر هوایی
  • کلید TER نقشه توپوگرافی

         
                  View Larger Map 

 سفر به بندر کنگ موقعیتی را برایم فراهم کرد تا بیشتر با آداب و رسوم مردم خونگرم جنوب آشنا شوم، مردمانی مهمانواز و بی همتا. چندین سال است که یکی از مقاصد پر رفت و آمد گردشی من سرزمین های گرمسیری جنوبی شده و هربار هم با گوشه ای از فرهنگ وآداب این مردم آشنا می شوم. نوروز 91 ، همچون سالهای گذشته عازم جنوب شدم ولی برنامه ریزی کردم تا حتما مکانها ناشناخته دیگری (منظورم برای خودم) را پیدا کنم.

         

ماهنامه ایرانشناسی و ایرانگردی سرزمین من (همشهری) در شماره 9 سری جدید خود ویژه نامه ای منتشر کرد، در خصوص چگونگی ثبت پرونده (( دانش سنتی ساخت لنج ایرانی و دریا نوردی با آن در خلیج فارس )) ، در کنوانسیون میراث ناملموس سازمان یونسکو، پرونده ای که با پیروزی کشور ایران در ثبت آن به نام خود نام خلیج پارس در یکی دیگر از اسناد تاریخی دنیا جاودانه شد. این اتفاق مبارک درست درزمانی به وقوع پیوست که همسایگان ما سخت در تلاش بودند و البته هستند، تا نامی جعلی بر خلیج پارس نهاده و آن را به نفع خود مصادره کنند. از همین رو این پیروزی خوشحالی تعداد زیادی از ایرانیان و ایران دوستان را در بر داشت.

                 

 

برای دیدن نام ایران در لیست ثبت شده میراث ناملموس کلیک کنید........................................

برای دیدن صفحه ثبت لنج سازی و لنج رانی ایرانیان در خلیج پارس در سایت یونسکوکلیک کنید..........

برای دانلود قطعه کوتاهی از فیلم تهیه شده توسط تیم ایرانی برای گزارش کلیک کنید...................

برای دانلود مقالات ویژه نامه مجله سرزمین من درخصوص ثبت این پرونده کلیک کنید......................

         

 

در این ویژه نامه توضیحات کاملی از دلایل این کار، حساسیت ها و ویژگیهای آن، افراد و منابعی که در غنای این گزارش تأثیر گذار بودند و از همه مهم تر فلسفه پیدایش کنوانسیون میراث نا ملموس در سازمان یونسکو از زبان کارشناسان سخن می گویند. خواندن این گزارشها و جذابیت این موضوع باعث شد تا مسمم شوم برای رفتن به بندرکنگ و بندرلنگه، دو بندری که میراث جاودانی را در دل خود پرورانده و هم اکنون نیز از آنها نگهداری می کند.

         

در بدو ورود به کنگ پرسان پرسان جویای محل زندگی شخصی شدم به نام ناخدا محمد ابراهیم ابراهیمی، در این شهر ناخدا پرور از هر کس آدرس ناخدایان قدیمی را بپرسی  منزل چندتا از آن ها را نشانتان می دهند. من به دنبال ناخدا ابراهیمی میگشتم از آن رو که ایشان پس از بازنشته کردن خود از کار دریا وقت خود را صرف جمع آوری مجموعه ای با ارزش و زیبا از تجهیزات دریایی و لنج رانی کرده بودند وطی سالها با صبر و علاقه ای مثال زدنی موزه ای کوچک وشخصی در منزل خود راه اندازی کرده اند که به قول نویسنده سرزمین من کمتر کسی از وجود آن خبر دارد.

                                  

پیدا کردن ایشان کار خیلی سختی نبود، پس از زمان کوتاهی جستجو یک موتور سوار جوان من را تا درب منزل ناخدا ابراهیمی راهنمایی کرد. وقتی رسیدم خیلی نگران بودم، از اینکه من را نپذیرد و یا اینکه موقعیت مناسب نباشه تا قصدم از آمدن به اینجا را توضیح بدم و ......خیلی چیزهای دیگه، خلاصه اینکه زنگ زدم و آقای جوان و مودبی درب منزل را باز کرد. جویا شدم و فهمیدم که آدرس درسته ولی ناخدا منزل نبود. این آقای جوان پسرش بود وگفت برای نماز به مسجد رفته، از وجودو صحت لوازمی با چنین کاربری پرسیدم ، تائید کرد که وجود دارند ولی درباره اینکه پدرشان اجازه دیدن بدهند یا نه تصمیم با خودشان است.

         

قرار شد کمی صبر کنم، من هم منتظر شدم و تو ماشین نشستم، خاطرم نیست چقدر طول کشید، مشغول صحبت با همسرم بودم  که دیدم یک نفر جلوی درب ایستاده و به سمت ما نگاه می کند، خود آقای ابراهیمی بود، سریع پیاده شدم و با سلام و احوال پرسی خودم رو معرفی کردم و قصدم از اینجا آمدن را گفتم، همانطور که حدس می زدم، تو این چند سال مردم هرمزگان را شناخته بودم، خونگرم و مهمان نواز، به اندازه ای سریع من را قبول کردن که انگار چند سالیست من رو می شناسند.

         

اتاقی کوچک پر از لوازم قدیمی که بیشتر آنها در لنجها استفاده می شده اند و کاربرد دریانوردی داشته اند. دیوارها پر بود از عکسهای قدیمی و جدید، عکس ناخدایان قدیمی، انواع لنجها ( جهاز )، عکسهایی از کنگ قدیم و......

ناخدا ابراهیمی طبق گفته خودشان از سن 11 سالگی در لنج کار می کرده و به قول معروف بخش عمده ای از زندگی اش را بر روی دریا و داخل لج، آن هم از نوع بادبانی سپری کرده است. از هندوستان بگیرید تا شمال آفریقا را با جهاز بادبانی رفته، پای صحبت ایشان نشستم از همه چیز و همه جا گفتیم. 

از همه جا برایم صحبت کرد، از اسامی، افراد، مکانها، چه جاهایی رفته، از انواع بادها کمی درباره آنها در مجله خوانده بودم ولی وقتی با کسی که سالها این بادها و طوفانها رو به بند کشیده و به کار گرفته صحبت میکنی و خودش از نحوه کارشون میگه خیلی فرق می کنه 

         

تازه بعد از اینکه با کنجکاوی و ولع کاربرد خیلی از لوازم رو پرسیدم فهمیدم که تعداد زیادی از آنها برای نمایش در ایام نوروز به امانت در اختیار اداره آموزش پرورش و همچنین اداره گمرک بندر لنگه قرار گرفته، همون شب با من قرار فردا رو گذاشت تا به اتفاق به گمرک و اداره آموزش پرورش برای دیدن اشیاء دیگر برویم.

تازه بعد از اینهمه زمان که وقت گفت بریم یک جای دیگرو ببینیم، من هم استقبال کردم و به راه افتادیم. 

         

         

نام این ساعت که یکی از ابزار نقشه خوانی و مسیر یابی محسوب می شده Roskopf ( راسکوف ) است و برای جهت یابی برروی آب توسط ناخدایان استفاده می شده است. تاریخ درج شده برروی آن سال 1896 را نشان می دهد.

         

پس از طی کردن چند خیابان و بلوار وارد خیابانی شدیم که معروف به خیابان ساحلی بود. (پشت پاسگاه خیابان ساحلی)، وقتی وارد این خیابان شدیم اولین چیزی که توجه را به خودش جلب می کرد، یک لنج قدیمی و زیباست که آرام و با وقار در کنار ساحل  نشته ( در بین گنگی ها به نام بوم مسی شناخته می شد ) اینجا نیز مانند بندر لافت یک لنج قدیمی را بصورت نماد شهر و همچنین حفظ آن درساحل نشانده اند، مردم و مسافرین نیز می توانند به داخل آن بروند و کمی حس ناخدایان را تجربه کنند.

         

(( نان محلی به نام لگیمات ))

درکنار ساحل چادری برپا کرده بودند به نام چادر ناخدا و تنی چند از دریانوردان محلی نیز داخل آن مستقر بودند تا گوشه ای از آداب و سنن محلی را به نمایش گذاشته باشند. ما نیز به همراه آقای ابراهیمی به در داخل چادر به دیگران پیوستیم و با گوشه ای از آداب آنها آشنا شدیم.

         

حجله عروس که در جنوب ایران و در نقاط مختلف با کمی تفاوت به همین شکل آذین بندی و برای‌مراسم عروسی استفاده می گردد.

         

         

روغن کوسه که توسط مردم محلی تهیه و بسیار کاربرد دارد

                             

مدرکی که توسط دولت هند برای ورود و خروج دریانوردان ایرانی ودر جهت تسهیل در نقل و انتقال کالا صادر می گردید.

         

         

مدرک دریانوردی که توسط بعضی از کشورها برای دریانوردان ایرانی صادر گردیده بود

            

            

 



تاريخ : ۱۳٩۱/۱/٢۳ | ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : آرش ملکی مجد | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.